احداث باغ بر اساس موقعيت محل

مجموعه عوامل عرض جغرافيايی ، ارتفاع از سطح دريا ، و مقدار شيب زمين ، موقعيت محل را تشكيل می دهند . اثر اين عوامل ، در درجه اول روی مقدار دمای محيط و در درجه دوم روی شدت نور است . بدين ترتيب كه هرچه عرض جغرافيايی بيشتر باشد چون نور خورشيد با زاويه كمتری به سطح زمين می‌تابد ، ميزان دمای محيط و شدت نوری كه در دسترس گياهان قرار می‌گيرد كمتر مي‌شود . زياد شدن ارتفاع از سطح دريا نيز باعث كاهش دمای محيط می‌گردد و در نتيجه گاهی مناطق شمالی تر ولی كم ارتفاع‌تر ( مانند خوزستان ) از مناطق جنوبی‌تر ولی مرتفعتر (مانند فارس) گرمترند . شيب زمين بر حسب جهت آن می‌تواند بر دما اثر مثبت و يا منفی داشته باشد . در نيمكره شمالی ، ‌شيب‌‌های رو به جنوب حداكثر مقدار نور خورشيد را دريافت می‌دارند .
 اينگونه زمين‌ها در بهار زودتر گرم می‌شوند ، در تابستان گرمتر و خشكترند ، و در پاييز ديرتر سرد می‌گردند . بنابراين در مناطق سردسير ، خطر سرمازدگی زمستانه اين زمين‌ها كمتر ولی از نظر سرمازدگی بهاره ( سرمازدگی گل‌ها ) بيشتر است و در جمع ، فصل رشد طولانی تر در اختيار گياه قرار می‌گيرد . مثال بارز اين نوع زمين‌ها ، زمين‌های واقع در شيب‌های رو به جنوب دامنه البرز در كنار دريای مازندران است كه از ساير نقاط آن منطقه برای كشت مركبات مناسبتر است .
 شيب‌های رو به شمال ، درست بر عكس شيب‌های رو به جنوب عمل می كنند و در مناطق گرمتر( مانند استهبان و نيريز فارس ) برای كشت درختان خزان‌دار می تواند مفيد افتد . ( مانند نارنج سه برگچه ای ) شيب‌های رو به شرق و يا غرب ، حد واسط دو نوع ديگر هستند .
 در نقاطی كه احتمال بروز سرمای ديررس بهاره زياد است ، بايد كوشش شود تا حد امكان باغ‌های ميوه در زمين‌های شيب‌‌دار احداث گردند . دليل اين امر سنگين‌تر بودن هوای سرد نسبت به هوای گرم است كه روی سطح شيب‌دار می‌لغزد و در نقاط گود و كفه‌ها جمع می‌گردد و به گياهان موجود در آنها آسيب‌ می‌زند . نمونه بارز اين شكل در جهرم در مورد مركبات و در نيريز در مورد بادام ديده می‌شود كه سرما ، به دفعات ، درختانی را كه در كفه بوده‌اند از بين برده در حالی كه به درختان مجاور آسيب وارد نشده است .